پژوهشكده تحقيقات اسلامى
80
سرداران صدر اسلام (فارسى)
چون اين نامه به معاويه رسيد گفت : اين كارى بود كه خود باخويشتن كردم . نه به خدا سوگند تا يك سال ( تمام ) ، ديگر نامه اى به او نخواهم نوشت . آنگاه شعرى دراين باره سرود : ابن عباس رابه طرحى ( براى سازش ) فراخواندم ، چه او كسى بود كه نامه هايم به وى مىرسيد . ولى او مرا نا اميدكرد و او سخنانى گفتكه مارا از يكديگر دور ساخت . و . . . ! « 1 » و بدين گونه ايمان و وفادارى ابن عباس به على عليه السلام ، توطئهء دشمنان رابه شكست كشاند و آنان رااز كرده خود پشيمان ساخت وطعم تلخ ناكامى را به ايشان چشانيد . از شاهدان متاركهء جنگ پس از شكست نيروهاى شام در برابر سپاه على عليه السلام و آشكار شدن چشم انداز پيروزى قطعى لشكريان آن حضرت ، معاويه از عمروعاص راهى براى فرار از شكست خواست . عمرو كه كانون حيله ونيرنگ بود ، دستور داد كه قرآنها را برسرنيزه ها كنند ، و داورى كتاب خدا را در ختم جنگ درخواست كنند . اين عمل مزدوّرانه موجب شد تا اختلاف و دودستگى در سپاه اميرمؤمنان على عليه السلام واقع شود ، و گروهى فريب دشمن را خورده ، و خواستار ختم جنگ و شروع مذاكرات گردند . اين فتنه بقدرى شديد بود كه على عليه السلام ناگزير شد حكمّيت را گردن نهاده و به آن تن دهد ، و ياران با وفا و مخلص و همدل آن حضرت نيز ناچار با پذيرش قرارداد حكميّت موافقت كردند .
--> ( 1 ) . وقعهء صفين ، ص 416 .